تبليغاتX
و اما عشق...


من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم

من صدای نفس باغچه را می شنوم

و صدای ظلمت را ، وقتی از برگی میریزد

و صدای ، سرفه ی روشنی از پشت درخت ،

عطسه آب از هر رخنه سنگ ،

چکچک چلچله از سقف بهار.

و صدای صاف ، باز و بسته شدن پنجره تنهایی.

و صدای پاک ، پوست انداختن مبهم عشق ،

متراکم شدن ذوق پریدن در بال

و ترک خوردن خودداری روح.

من صدای قدم خواهش را می شنوم

و صدای ، پای قانونی خون را در رگ ،

ضربان سحر چاه کبوترها ،

تپش قلب شب آدینه ،

جریان گل میخک در فکر ،

شیهه پاک حقیقت از دور .

من صدای وزش ماده را می شنوم.

و صدای ، کفش ایمان را در کوچه شوق.

و صدای باران را ، روی پلک تر عشق

روی موسیقی غمناک بلوغ ،

روی آواز انارستان ها.

و صدای متلاشی شدن شیشه عادی در شب

پاره پاره شدن کاغذ زیبایی ،

پر و خالی شدن کاسه غربت از باد

 

نوشته شده در سه شنبه 24 مهر1386ساعت 4:22 PM توسط |

 

پولدار شوید 

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=33589 

از فروغ،  براي کسی که میخوام براش زندگی کنم ، کسی که آغوشش برای من

 بهترین جای دنیاست

ای شب از رويای تو رنگين شده
سينه از عطر توام سنگين شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پيش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن
زر نهادن در کف طرارها


آه، ای با جان من آميخته
ای مرا از گور من انگيخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دور دست آسمان
جوی خشک سينه ام را آب تو
بستر رگهايم را سيلاب تو
در جهانی اینچنين سرد و سياه
با قدمهایت قدمهايم براه

ای به زير پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گيسويم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بيگانه با پیرهنم
آشنای سبزه واران تنم
آه، ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمين های جنوب
آه، آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سيراب تر
عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست
چلچراغی در سکوت و تيرگيست
عشق چون در سينه ام بيدار شد
از طلب پا تا سرم ايثار شد

اين دگر من نيستم، من نيستم
حيف از آن عمری که با من زيستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
خیره چشمانم به راه بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پيکرت پيرهنم
آه می خواهم که بشکافم ز هم
شادیم یک دم بيالاید به غم
آه، می خواهم که برخيزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم های های

اين دل تنگ من و اين دود عود ؟
در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟
اين فضای خالی و پروازها؟
اين شب خاموش و اين آوازها؟

ای نگاهت لای لائی سِحر بار
گاهوار کودکان بيقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیا های من

ای مرا با شور شعر آميخته
اينهمه آتش به شعرم ريخته
چون تب عشقم چنين افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:32 PM توسط |

واسه کشتن غرورم به تو مدیونم  

                           واسه اینکه از تو دورم به تو مدیونم

واسه چشای خیسم به تو مدیونم

                          واسه اینکه از غم مینویسم به تو مدیونم

 

 

تا آخر عمرم بهت مدیونم...

 

نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 12:8 PM توسط |

زندگی

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت 
                 حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی

                           جدایی سخت است نه به سختی تنهایی


دل روشنی دارم ای عشق
صدایم کن از هر کجا میتوانی
صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران
صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن
صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو
بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازیست
بگو با کدامین نفس میتوان تا کبوتر سفر کرد
بگو با کدامین افق میتوان تا شقایق خطر کرد


 


نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 6:30 PM توسط |

عشق من ، عاشقم باش ...

 

تو غربتی که سرده
                   
تمام روز و شبهاش
 
غریبه از من و ما
                     عشق من عاشقم باش

 عشق من عاشقم باش

                     
که تن به شب نبازم
 
با غربت من بساز
                  
تا با خودم بسازم
 عشق من عاشقم باش

تو خواب عاشقا رو
                 
تعبیر تازه کردی
 
کهنه حدیث عشق رو
                  
تفسیر تازه کردی
 
گفتی که از تو گفتن
                  
یعنی نفس کشیدن
 
از خود گذشتن من
                       یعنی به تو رسیدن
 
قلبمو عادت بده
                  
به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن
                     
از عشق جون سپردن
 عشق من عاشقم باش
وقتی که هق هق عشق
              
ضجه ی احتیاجه
 
سر جنون سلامت
                
که بهترین علاجه
 عشق من عاشقم باش
                    اگر چه مهلتی نیست
 
برای با تو بودن
                    
اگر چه فرصتی نیست
 عشق من عاشقم باش

                    نذار بیفتم از پا
 
بمون با من که بی تو
 
                         نمی پرسم به فردا
 عشق من عاشقم باش






نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 6:31 PM توسط |

منو ببخش ...M


     م....

 اگه دلم تنگ مي‌شه خيلي برات منو ببخش
      اگه نگام گم مي‌شه تو شهر چشات منو ببخش

      منو ببخش اگه شبا ستاره‌ها رو مي‌شمرم
      اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم

      منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي‌چينم
      منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي‌بينم

      منو ببخش اگه تو رو مي‌سپرمت دست خدا
      اگه پيش غريبه‌ها به جاي تو مي‌گم شما

      منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم
      تو يه فرشته‌اي و من خيلي باشم يه آدمم

      منو ببخش اگه فقط مي‌خوام بشي مال خودم
      ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم!!!

نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 2:31 PM توسط |

فقط به خاطر تو

 

آخر يه روز دق مي كنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو

شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو

عشقت رو پنهون مي كني فقط به خاطر من
من دلم رو خون ميكنم فقط به خاطر تو

تو گفتي عاشقي بسه
دنيا برام يه قفسه

گفتي كه عشق يه عادته
دلم پر از شكايته

گفتي مي خواي بري سفر
خيره شدن چشام به در

من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو
من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو

به من تو گفتي ديوونه فقط به خاطر من
حرفت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو

از خوبيات كم ميكني
قلبم رو پر پر مي كني

گفتي كه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت

از خوبيات كم ميكني
قلبم رو پر پر مي كني

گفتي كه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت

ازم گرفتي فاصله فقط به خاطر من
دست كشيدم از هر گله فقط به خاطر تو

گفتي كه از اينجا برو فقط به خاطر من
مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو

نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 8:46 AM توسط |


درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمام عاشقا ...من علي هستم.1370 هستم.سعي كردم اين وبلاگ رو براي عاشقها درست كنم.اميدوارم موفق شده باشم.عشقمو دوست دارم.من تهران هستم .استقلاليم. از رنگ نقرهاي و آبي خوشم مياد.عقيده دارم مشكي رنگه عشقه. از بادنجون-بادمجون بدم مياد.ديگه فكر كنم همه چي رو گفتم . اگه چيز ديگه خواستيد بدونيد به دايرة المعارف مراجعه كنيد... ****دوستون دارم****
×××به جون خودت اگه نظر ندی ناراحت میشم×××



نويسندگان




جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان

شباهنگ
ویدا
در حسرت تنهایی
آفتاب بي غروب
ستاره عشق
سمور سرگردان
ستاره من
سوداي دل
سيب زميني
مسافر
پرواز
آرش((ترفند هاي كامپيوتر))
عشق عکاسیاس بیان تو
ترفند ، قالب
دوستانه ها
:: Learn Internet ::
:: Download ::


لينك هاي روزانه



آمار وبلاگ



امكانات ديگر وبلاگ من



لوگوی من

بزرگترين وبلاگ عشقولانه
و اما عشق


پشتيباني
BLOGFA


.::<-آدم اگه عاشق باشه يكي هميشه باهاشه من عاشقم،تو عاشقي، عاشق كه تنها نميشه->::.

خيلي دوستون دارم فقط نظر يادتون نره .

© Copyright 2005, All Rights Reserved kiyansoft

  جستجو براي:       پيشرفته
ترجيحات